سردار عبدالعلي نجفي، فرمانده برکنار شده سپاه انصار و فرمانده پيشين نيروي مقاومت منطقه فارس، به اقدماتي عجيب و نامتعارف دست ميزند. از سويي نزد مقامات عالي در تهران التماس، و حتي گريه، ميکند و از سوي ديگر در سفرهاي دائم خود به شيراز در نزد دوستانش و در نزد برخي مقامات محلي «لاف» ميزند و شايعه ميپراکند. در سفر مقام معظم رهبري به شيراز، با استفاده از روابط وسيع خود با مقامات محلي، وارد محل اقامت رهبري ميشود و در انتهاي صف جماعت در گوشهاي، با لباس غيرنظامي، ميايستد و سپس شايع ميکند که با رهبري ديدار کرده. شايع ميکند که به زودي استاندار فارس يا معاون پشتيباني سپاه منطقه 16 خواهد شد. اين رفتارهاي کودکانه براي نجفي پنجاه و دو ساله غيرعادي است؛ به رفتار آن جوانک رو به اضمحلال ميماند که در مقام رئيس دفتر امام جمعه شهري از شهرهاي ايران خود را در جايگاه «ولي فقيه» ميبيند؛ با روزنامههاي محلي مصاحبه ميکند، عکسهاي «بزرگ» از خود منتشر ميکند و حرفهاي «بزرگ» ميزند. يا آن مديرکل رسواي «منابع طبيعي» و مسئول رسواتر حراستش که نه تنها از سوي مقامات ارشد سازمان متبوع خود برکنار نميشوند بلکه به عنوان «مديران نمونه در سطح کشور» مورد تقدير و حمايت نيز قرار ميگيرند. افسوس که در شهر ما هم قوه قضائيه را به حقارت کشيدهاند و هم روزنامهها را. اگر اين دو رکن «آزادي» و «عدالت» استوار بودند، مفسدين چنين جرئت ماندن و بازيگري براي جبران آبروي ريخته شده نداشتند. اين رسوايي هيچگاه جبران نخواهد شد.
واقعيت اين است که نجفي از فرماندهي سپاه انصار برکنار شده و به زودي سردار حسين خالقي، معاون عمليات نيروي مقاومت بسيج، جايگزين او خواهد شد (همپاي برخي تغييرات ساختاري و ادغام چند نيرو در هم). واقعيت اين است که پرونده نجفي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح مطرح است و دادستان نظامي از ميان تخلفات فراوان ريز و درشت نجفي بر حدود يازده مورد از عمدهترين موارد دست گذارده و کيفرخواست تنظيم کرده است. واقعيت اين است که مقامات مسئول به جدّ در پي راهکارهاي رسيدگي به تخلفات و مفاسد «مافيايي» مندرج در رساله «زمين و انباشت ثروت» من و مجازات متخلفان و اعاده حقوق بيتالمال و مردم هستند. و واقعيت اين است که به زودي در فارس تحولاتي بزرگ رخ خواهد داد؛ چه «آقايان» بخواهند چه نخواهند. واقعيت بزرگتر اين است که من در رساله «زمين و انباشت ثروت» افشاي مفاسد و مفسديني بزرگتر از نجفي را آغاز کردهام؛ ولي «آقايان» چنين مينمايانند که گويا اين رساله 1461 صفحهاي تنها در افشاي نجفي بوده است. در اين رساله نجفي «درشتترين» نيست. قطعاً او کارگزاري مهمتر از عليرضا مسعودي نيز نيست. اين روش همانند برخورد به چالش قلمي من با خسرو حسينيان است. چنين نماياندند که گويا من با حسينيان «دعواي شخصي» دارم. من چه رابطه شخصي، دوستي يا خصومت، با حسينيان داشتهام؟
من در رساله «زمين و انباشت ثروت» کوشيدم براي حفظ حرمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، که متأسفانه نجفي بدان منتسب است، برخي مسائل را مسکوت گذارم از جمله درباره برخي سفرهاي تفريحي «آقايان» و تصاويري که در اختيارم قرار گرفته. به اين سکوت وفادار ميمانم ولي به دليل تحرکات اخير نجفي فعلاً فقط چند سند از اقدامات زراندوزانه و غيرقانوني وي منتشر ميکنم. شنيدهام براي شکايت عليه من و تعدادي از دوستانم فردي را وکيل کرده که قبلاً وکالت پروندههاي برخي قاچاقچيان بزرگ مواد مخدر را عهدهدار بوده و مهارت خاصي در آزاد کردن و تبرئه آنان نشان داده. نحوه کار اين وکيل حاوي نکات بسيار جالبي است که در جاي خود خواهم گفت.
سند اوّل: نامه نجفي به مهندس تهراني مسئول پروژه راهآهن شيراز- اصفهان

طبق اين سند، نجفي، با سربرگ سپاه پاسداران و با امضاي نماينده مجمع جهاني اهل بيت (ع)، نقشه مسيرهاي راهآهن را از پيمانکار طلب کرده است. اين نقشه در اختيار نجفي قرار گرفته و وي در جهت منافع شخصي خود و شرکايش، بهويژه عليرضا مسعودي، سوءاستفاده کرده و اراضي پيرامون مسير فوق را به ثمن بخس خريداري کردهاند. هماکنون، کار به جايي رسيده که مسعودي با خودروهاي سنگين سپاه، با پلاک سپاه، در حال فروش خاک به شرکت پيمانکار راهآهن است!
سند دوّم: گزارش سازمان بازرسي کل کشور درباره عملکردهاي غيرقانوني نجفي در شهر جديد صدرا



پرونده فساد مالي در شهر جديد صدرا و سوءاستفادههاي صدها ميليارد توماني از اين پروژه، که در مقياس ملّي صورت گرفته، پروندهاي مفصل است که در آينده منتشر خواهم کرد. در اينجا تنها يادآور ميشوم که طبق گزارش کارشناس رسمي دادگستري، مورخ 5 شهريور 1386، سود خالص حاصل از تبديل فقط 590 هکتار از اراضي شهر جديد صدرا به باغشهر 232 ميليارد و 443 ميليون و 750 هزار تومان بوده است. اين در حالي است که اراضي شهر جديد صدرا، که با واسطه نجفي و شرکايش، در اختيار غارتگراني چون عليرضا مسعودي قرار گرفته، بسيار بيش از اين مقدار است و قيمت باغشهرهاي صدرا از شهريور 1386 تاکنون حداقل دو برابر شده است.
اين آقاي نجفي همان کسي است که يکي از سايتهاي مدعي هواداري از دولت دکتر احمدينژاد زماني در توصيفش نوشته بود:
«هر کس دقيقه اي را با نجفي سر کرده باشد، شهادت خواهد داد که تمام اين اتهامات دروغ و بي پايه است و شهبازي بايد شکرگزار باشد که صبر، سعه صدر و كرامت [!] سردار نجفي بر افشاگريهاي بذلهگونه و بيپايه نويسنده اين كتاب ميچربد.» [1]
مسعودي و نجفي و شرکايشان، و ساير اعضاي «مافياي شيراز»، که حوزه عملکردشان از زمين کشاورزي تا زمين شهري و مسکن تا قاچاق ارز و کالا و فولاد و سيمان گسترده است، با حمايت چه کساني چنين بيپروا عمل ميکنند؟ درآمدهاي صدها ميليارد توماني ناشي از عملکرد «مافياي شيراز» به کجا ميرود؟ چرا با مطرح شدن تنها بخشي از عملکردهاي اين شبکه مافيايي ناگاه در اين و آن نقطه ايران «انفجار» رخ ميدهد تا موج اين افشاگري را تحتالشعاع قرار دهد؟ آيا اينگونه ماجراها رمانهاي مافيايي ماريو پوزو را تداعي نميکند؟
- دریافت این مقاله به صورت فایل PDF
- تاریخ انتشار در سایت عبدالله شهبازی:
پنجشنبه 9 خرداد 1387/ 29 مه 2008، ساعت 9:15 بعد از ظهر
برچسبها: فایل PDF, زمین خواری, عبدالله شهبازی, عبدالعلی نجفی



ژوئن 5, 2008 در t 5:50 ق.ظ
باید اینها محاکمه شوند باید تا بیشتر از این آبروی قوه قضائیه نرفته جلوی دست اندازی به منابع عمومی ورانت خواری این افراد گرفته شود تاریخ کوتاهی مسولین را به حساب همراهی آنان میگذارد .آبروی خود را در مبارزه با فساد بیابید نه در ملاحظه کاری . ماه همیشه پشت ابر نمی ماند.و زمستان میگذرد ولی روسیاهی به ذغال میماند…( اهل دنیا از کهین و از مهین لعنته الله علیهم اجمعین)
ژوئن 10, 2008 در t 7:31 ب.ظ
واگذاري قطعات متعددي باغ شهر در اكبر اباد به آقاي نجفي و وابستگان آنها و عقد قراردادهاي سوري به نام افراد ديگر و شراكت در تقريبا تمام پروژه هاي عليرضا مسعودي از ديگر شيرينكاريهاي اين زوج موفقه . . . . . .
آگوست 16, 2008 در t 3:43 ب.ظ
آب در کوزه و …
مي دوني چقدر دنبال اين مطلب گشتم ؟
دستت درد نکنه