Archive for مه 2008

تأمّلی در «مسئله بهائيت»

مه 30, 2008

1- در هفته‌هاي اخير موجي سازمان‌يافته از «ضوضاء» درباره بهائيان پديد آمده است. (ضوضاء= غوغا، تعبير عباس افندي است که در سطور بعد خواهد آمد.) برخي دستگيري‌هاي محدود و کم‌شمار تعدادي از بهائيان سبب برانگيختن موجي بزرگ از تبليغات درباره «بهائي ستيزي» در ايران شده که تناسبي با ابعاد دستگيري‌ها ندارد. نمي‌دانم اين دستگيري‌ها از جانب کيست، به چه علت بود و چرا بايد در اين زمان رخ مي‌داد؟

2- استفتا از آيت‌الله منتظري و پاسخ وي، که «تصادفاً» آن نيز در اين گيرودار رخ داد، عامل مهم ديگري در ايجاد اين موج سازمان‌يافته است. از آيت‌الله منتظري درباره حقوق شهروندي «بهائيان» پرسيده‌اند و وي پاسخ داده: بهائيان «از آن جهت كه اهل اين كشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندي برخوردار‏ ‏مي‎باشند، همچنين بايد از رأفت اسلامي كه مورد تأكيد قرآن و اولياء دين است بهره‌مند باشند.» [1]

همان‌گونه که زماني به سوس وان الزن، سردبير مجله بلژيکي کناک گفتم، بهائيان به عنوان فرقه‌اي غيررسمي در طول قريب به سه دهه موجوديت جمهوري اسلامي ايران آزادانه زندگي و کار و تحصيل مي‌کنند، و حتي گورستان‌هاي مخصوص خود را دارند و متوفيات خويش را، با تشييع جنازه مفصل بي‌آن‌که مورد تعرض قرار گيرند، در اين گورستان‌ها دفن مي‌کنند. من خود بارها، به دليل وقوع يکي از گورستان‌هاي بهائي در مدخل جاده دارنگان- شيراز، اين تشييع جنازه‌ها را ديده‌ام و از ظاهر «حزب اللهي» و ريش انبوه برخي از جوانان بهائي حيرت کرده‌ام. بهائيان ايران تنها بايد در اوراق رسمي خود را «مسلمان» معرفي کنند. با رعايت اين محدوديت، بهائيان از تمامي حقوق شهروندي در ايران برخوردار بوده‌اند. اين محدوديت و اين رويه، به دليل عدم رسميت فرقه بابي- بهائي در قانون اساسي مشروطه، در دوران حکومت پهلوي نيز وجود داشت. از اينرو، پاسخ آقاي منتظري را بايد بدين گونه تفسير کرد که بهائيان بايد با اعلام رسمي تعلق خود به فرقه بهائي از «حقوق شهروندي» برخوردار باشند؛ رويه‌اي که حتي حکومت پهلوي نيز جرئت پذيرش آن را نداشت. تصوّر نمي‌کنم آقاي منتظري، که محضر آيت‌الله بروجردي و امام خميني را درک کرده، به کنه پاسخ خود و پيامدهاي آن توجه کرده باشد؛ و «حقوق شهروندي بهائيان»، به صورتي که طرح کردم، مورد پذيرش وي باشد. به گمانم، اين پاسخ القاء از سوي اطرافيان ايشان است و اثبات‌کننده همان «سادگي» که امام (ره) در نامه معروف خود فرموده بودند.

3- آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب، در سخنان 14 ارديبهشت 1387 خود با دانشجويان در شيراز، فرقه بهائي را، بدون ذکر نام، چنين توصيف کردند: «سازمان‌هائى كه اسمش دين است، باطنش سازمان سياسى است.»

در واقع، فرقه بهائي «دين»، به معناي مرسوم، نيست؛ فرقه‌اي بسيار منسجم و متمرکز و پنهان‌کار است که قريب به يک قرن و نيم پيشينه فعاليت مخفي، به‌ويژه نفوذ در نهادهاي دولتي و سازمان‌هاي سياسي و ايجاد لابي‌هاي پنهان و متنفذ قدرت، در کارنامه خود دارد. از اين منظر هيچ سازمان سياسي ايراني قابل قياس با فرقه بهائي نيست. (more…)

اسنادي جديد از فساد مالي عبدالعلي نجفي.

مه 30, 2008

سردار عبدالعلي نجفي، فرمانده برکنار شده سپاه انصار و فرمانده پيشين نيروي مقاومت منطقه فارس، به اقدماتي عجيب و نامتعارف دست مي‌زند. از سويي نزد مقامات عالي در تهران التماس، و حتي گريه، مي‌کند و از سوي ديگر در سفرهاي دائم خود به شيراز در نزد دوستانش و در نزد برخي مقامات محلي «لاف» مي‌زند و شايعه مي‌پراکند. در سفر مقام معظم رهبري به شيراز، با استفاده از روابط وسيع خود با مقامات محلي، وارد محل اقامت رهبري مي‌شود و در انتهاي صف جماعت در گوشه‌اي، با لباس غيرنظامي، مي‌ايستد و سپس شايع مي‌کند که با رهبري ديدار کرده. شايع مي‌کند که به زودي استاندار فارس يا معاون پشتيباني سپاه منطقه 16 خواهد شد. اين رفتارهاي کودکانه براي نجفي پنجاه و دو ساله غيرعادي است؛ به رفتار آن جوانک رو به اضمحلال مي‌ماند که در مقام رئيس دفتر امام جمعه شهري از شهرهاي ايران خود را در جايگاه «ولي فقيه» مي‌بيند؛ با روزنامه‌هاي محلي مصاحبه مي‌کند، عکس‌هاي «بزرگ» از خود منتشر مي‌کند و حرف‌هاي «بزرگ» مي‌زند. يا آن مديرکل رسواي «منابع طبيعي» و مسئول رسواتر حراستش که نه تنها از سوي مقامات ارشد سازمان متبوع خود برکنار نمي‌شوند بلکه به عنوان «مديران نمونه در سطح کشور» مورد تقدير و حمايت نيز قرار مي‌گيرند. افسوس که در شهر ما هم قوه قضائيه را به حقارت کشيده‌اند و هم روزنامه‌ها را. اگر اين دو رکن «آزادي» و «عدالت» استوار بودند، مفسدين چنين جرئت ماندن و بازيگري براي جبران آبروي ريخته شده نداشتند. اين رسوايي هيچگاه جبران نخواهد شد. 

واقعيت اين است که نجفي از فرماندهي سپاه انصار برکنار شده و به زودي سردار حسين خالقي، معاون عمليات نيروي مقاومت بسيج، جايگزين او خواهد شد (همپاي برخي تغييرات ساختاري و ادغام چند نيرو در هم). واقعيت اين است که پرونده نجفي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح مطرح است و دادستان نظامي از ميان تخلفات فراوان ريز و درشت نجفي بر حدود يازده مورد از عمده‌ترين موارد دست گذارده و کيفرخواست تنظيم کرده است. واقعيت اين است که مقامات مسئول به جدّ در پي راه‌کارهاي رسيدگي به تخلفات و مفاسد «مافيايي» مندرج در رساله «زمين و انباشت ثروت» من و مجازات متخلفان و اعاده حقوق بيت‌المال و مردم هستند. و واقعيت اين است که به زودي در فارس تحولاتي بزرگ رخ خواهد داد؛ چه «آقايان» بخواهند چه نخواهند. واقعيت بزرگ‌تر اين است که من در رساله «زمين و انباشت ثروت» افشاي مفاسد و مفسديني بزرگ‌تر از نجفي را آغاز کرده‌ام؛ ولي «آقايان» چنين ‌مي‌نمايانند که گويا اين رساله 1461 صفحه‌اي تنها در افشاي نجفي بوده است. در اين رساله نجفي «درشت‌ترين» نيست. قطعاً او کارگزاري مهم‌تر از عليرضا مسعودي نيز نيست. اين روش همانند برخورد به چالش قلمي من با خسرو حسينيان است. چنين نماياندند که گويا من با حسينيان «دعواي شخصي» دارم. من چه رابطه شخصي، دوستي يا خصومت، با حسينيان داشته‌ام؟

من در رساله «زمين و انباشت ثروت» کوشيدم براي حفظ حرمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، که متأسفانه نجفي بدان منتسب است، برخي مسائل را مسکوت گذارم از جمله درباره برخي سفرهاي تفريحي «آقايان» و تصاويري که در اختيارم قرار گرفته. به اين سکوت وفادار مي‌مانم ولي به دليل تحرکات اخير نجفي فعلاً فقط چند سند از اقدامات زراندوزانه و غيرقانوني وي منتشر مي‌کنم. شنيده‌ام براي شکايت عليه من و تعدادي از دوستانم فردي را وکيل کرده که قبلاً وکالت پرونده‌هاي برخي قاچاق‌چيان بزرگ مواد مخدر را عهده‌دار بوده و مهارت خاصي در آزاد کردن و تبرئه آنان نشان داده. نحوه کار اين وکيل حاوي نکات بسيار جالبي است که در جاي خود خواهم گفت.

سند اوّل: نامه نجفي به مهندس تهراني مسئول پروژه راه‌آهن شيراز- اصفهان

نامه نجفي به مهندس تهراني مسئول پروژه راه‌آهن شيراز- اصفهان

(more…)

اختلال در سايت شهبازي ناشي از فيلترينگ غيرقانوني است.

مه 30, 2008

پس از تماس با مقامت مسئول برايم مسجل شد که اختلال روزهاي اخير در سايت من و پيام فيلترينگ رسمي، که در شيراز مشاهده مي‌شود، ناشي از عملکرد «محفل خودسر» مي‌باشد. سايت عبدالله شهبازي، چنان‌که در يادداشت قبل گفتم، از نظر قانوني فيلتر نشده و اصولاً حتي در شوراي فيلترينگ نيز مطرح نشده است. ولي «محفل خودسر» از طريق عوامل نفوذي و منابع خود در وزارت ارتباطات به ايجاد اختلال در سايت من دست زده است.

هم‌اکنون، از طريق مقامات مسئول در حال پيگيري مسئله و شناسايي عوامل دست‌اندرکار اين عمل غيرقانوني و مجرمانه هستم. به اطلاع مديران وزارت ارتباطات و شرکت مخابرات استان فارس مي‌رسانم که هيچ سايتي را نمي‌توان بدون مجوز صادر شده از شوراي فيلترينگ (مرکب از وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، وزير اطلاعات و وزير ارتباطات) فيلتر کرد. و نيز هيچ قاضي يا حتي دادستان محلي حق ندارد بدون هماهنگي با شوراي فيلترينگ و کسب مجوز از اين شورا، دستور فيلتر شدن سايتي را صادر کند. اينجانب پس از شناسايي عوامل اين خرابکاري به اقدامات قانوني عليه ايشان دست خواهم زد.

تاریخ انتشار در سایت عبدالله شهبازی:
يکشنبه 5 خرداد 1387/ 25 مه 2008، ساعت 4 بعد از ظهر

فيلتر شدن وبگاه شهبازی فاقد مجوز قانونی است.

مه 30, 2008

امروز با برخي مقامات مسئول در نهاد رياست‌جمهوري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تماس گرفتم. اعلام کردند که فيلترينگ وبگاه من بدون تصويب و حتي مطرح شدن در شوراي فيلترينگ و در نتيجه کاملاً غيرقانوني بوده است. توضيح دادند که براي فيلتر شدن هر سايت، بايد مسئله در «شوراي فيلترينگ»، که اعضاي آن عبارتند از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (آقاي صفار هرندي)، رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي (آقاي ضرغامي)، وزير اطلاعات (آقاي محسني اژه‌اي) و وزير ارتباطات (آقاي سليماني) مطرح شود و به تصويب اعضاي شوراي فوق برسد. «هيچ سايتي فيلتر نمي‌شود مگر با امضاي مقامات چهارگانه فوق.» به عنوان نمونه، براي من متن مصوبه شوراي فيلترينگ براي انسداد سايت «بازتاب» را نقل کردند.

از سوي ديگر، مديرکل (معاون؟) پارلماني وزارت اطلاعات امروز صبح اعلام کرد که فيلتر شدن سايت من به اين وزارتخانه مربوط نيست و وزارت اطلاعات وارد «دعواي شخصي» شهبازي و حسينيان نمي‌شود. [1] صرفنظر از اين‌که محاجه من و حسينيان «شخصي» است يا يکي از مهم‌ترين مباحث تاريخنگاري روز ايران؛ و تلاشي است براي ايضاح يکي از ابهام‌هاي بزرگ تاريخ روز ما که به‌دليل گذشت يک دهه از عمر آن و باقي ماندن ابهام‌ها بايد مورد بررسي پژوهشي دقيق قرار گيرد، اعلام اين موضع رسمي وزارت اطلاعات بيانگر عدم تمايل آن به اقدامات غيرقانوني است.

در نتيجه، روشن مي‌شود که فيلتر شدن سايت من از بعد از ظهر چهارشنبه اوّل خرداد 1387 کاملاً غيرقانوني و نتيجه فشار همان «محفل خودسر» معروف بر وزارت ارتباطات بوده است. جالب‌تر اين است که پس از انتشار دو يادداشت ديشب من، درجه «مضره بودن» سايت مرا از L6 به L4 ارتقاء دادند؛ يعني از ديدگاه «محفل خودسر» فوق من دو درجه «خطرناک‌تر» شدم!

من با جدّيت در حال پيگيري مسئله فيلترينگ سايت خود هستم و اعضاي اين «محفل خودسر»، و البته بسيار قدرتمند، پيشينه و کارنامه آنان و عملکرد کنوني‌شان را در حوزه‌هاي مختلف، به‌ويژه در ايجاد کانون‌هاي مافيايي فساد مالي و سلطه انحصاري بر شاخه‌هاي مختلف اقتصاد ايران، به افکار عمومي معرفي خواهم کرد.

تاریخ انتشار در وبگاه عبدالله شهبازی: پنجشنبه 2 خرداد 1387/ 22 مه 2008، ساعت 10:45 بعد از ظهر

«وبگاه عبدالله شهبازي» فيلتر شد!

مه 30, 2008

دقايقي پيش متوجه شدم که سايت اينجانب به‌طور رسمي فيلتر شده و با رده بندي L6 مغاير با مصالح برخي «آقايان» تشخيص داده شده! بدينوسيله، اعتراض شديد خود را نسبت به اين اقدام ضد آزادي انديشه و بيان اعلام مي‌نمايم و از مقامات مسئول سياسي و قضايي، به‌ويژه وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، تقاضاي رسيدگي عاجل به مسئله و مجازات مرتکبين اين اقدام غيرقانوني و ضدفرهنگي را دارم. زشت است که در جمهوري اسلامي ايران وبگاه مورخ و تحليل‌گر شناخته شده‌اي چون من، با سوابق طولاني خدمات سياسي و فرهنگي به انقلاب و نظام، از سوي افرادي مشکوک و مجهول‌الهويه «فيلتر» شود. و نيز مايه تأسف است که ورود اينجانب به حوزه «تاريخنگاري روز» و بازبيني مواضع آقاي «روح‌الله حسينيان» در پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي و بيان تعارض آن با مواضع رهبري انقلاب در دو مقاله اخيرم و نيز بررسي علمي و نقادانه ريشه‌هاي مفاسد اقتصادي، و انتشار اسناد و مدارک معتبر در اين زمينه، تا بدين حد سبب برآشفتگي و بهم‌ريختگي روحي محافل معين شود.

«الانسان حريص علي ما منع». روشن است که «فيلتر» شدن وبگاه من نه تنها از شمار بينندگان آن نخواهد کاست بلکه موجب اقبال روزافزون به آن نيز خواهد شد. اگر تاکنون برخي ملاحظات را دررابطه با «آقايان» رعايت مي‌کردم؛ يقين بدانند که از اين پس بي‌پرده‌تر سخن خواهم گفت و فساد و پيوندهاي مافيايي‌شان را بيش‌تر فاش خواهم کرد. دو يادداشت بعدي من درباره بمب‌گذاري مشکوک شيراز و ابهام‌هاي فراواني که در اين زمينه در افکار عمومي ايجاد شده و افشاي عملکرد مافياي زمين شهري و مسکن در شهر شيراز و انتشار فهرست مفصلي از اسامي مديران رانت‌خوار در اين حوزه مي‌باشد. والسلام.

منتشر شده در سایت عبدالله شهبازی در تاریخ: چهارشنبه اوّل خرداد 1387/ 21 مه 2008، ساعت 11:45 بعد از ظهر