Archive for ژوئن 2008

اولين گفتگوي مطبوعاتي عبدالله شهبازي پس از بازداشت:حرکت خود را با عزم راسخ ادامه مي‌دهم

ژوئن 24, 2008

اولين گفتگوي مطبوعاتي عبدالله شهبازي پس از بازداشت

حرکت خود را با عزم راسخ ادامه مي‌دهم

 تاريخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازي: ساعت 1:30 صبح سه‌شنبه، 4 تير 1387

يادداشت: حوالي ساعت سه بعد از ظهر چهارشنبه 29 خرداد 1387 مرا به بازداشتگاه موقت زندان عادل‎آباد تحويل دادند و عصر پنجشنبه 30 خرداد آزاد شدم. با ورود به زندان عادل‎آباد شيراز به ياد گذشته دور، سي و هفت سال پيش، افتادم. اين فضايي آشنا و پرخاطره براي من بود. در تابستان 1351 اوّلين زنداني زندان عادل‎آباد بودم. در آن زمان، احداث اين زندان مدرن، که طبق الگوي زندان‌هاي آمريکايي ساخته شده بود، به اتمام مي‌رسيد و پيش از افتتاح يکي دو بند آماده آن در اختيار «کميته مشترک ضد خرابکاري» قرار گرفته بود. هنوز بوي رنگ ديوارها و نرده‌ها فضا را آکنده بود که ساواک در اين ساختمان مستقر شد و درست روبروي اتاق بازجويي مرا در اتاقي محبوس کردند و هفده روز با دستبند به تخت بستند. تصادفاً مهندس ناظر زندان خويشاوند مادري‌ام بود. او هنوز به زندان سر مي‌زد. روزي از پنجره کوچک اتاق مرا ديد، وارد شد و حال و احوالي کرد و به سفارش او بازجويان ساواک ناهار برايم آلبالو پلو آوردند. اندکي بعد يک سال در سلول انفرادي اين زندان و مدت‌ها در بند سياسي (بند چهار) محبوس بودم. ورود به اين زندان برايم سرشار از يادآوري خاطره‌هاي دور بود.

پس از آزادي، در عصر جمعه 31 خرداد با خبرنگار روزنامه کارگزاران مصاحبه مفصلي کردم. خبرنگاران علاقمند بودند و خود نيز مشتاق که تلقي خويش را از اين حادثه به اطلاع عموم برسانم. مصاحبه‌اي کردم و گفتني‌ها را گفتم. قرار بود اين مصاحبه در صفحه اوّل روزنامه کارگزاران دوشنبه (3 تير 1387) منتشر شود؛ مانند شماره پنجشنبه 30 خرداد که گزارش خبري بازداشت مرا منعکس کرده بودند. يکشنبه شب، با مراجعه به سايت روزنامه فوق، ديدم که مصاحبه‌ام منتشر نشده. مطلع شدم که آقاي محسني اژه‌اي، وزير اطلاعات، تلفني با آقاي غلامحسين کرباسچي، مديرمسئول روزنامه کارگزاران، تماس گرفته، به شدت به گزارش خبري روز پنجشنبه درباره بازداشت من معترض شده و خواسته که از درج مصاحبه‌ام خودداري کنند؛ و چنين شد. اژه‌اي گفته بود: «شهبازي را نبايد بزرگ کرد.» او تصوّر مي‌کند بزرگي و کوچکي انسان‌ها به دست «بندگان» است. کرباسچي و اژه‌اي دوست صميمي ديرين، هم‌درس و احتمالاً هم‌حجره‌اي دوران تحصيل در مدرسه حقاني قم‌اند.

در پي عدم انتشار مصاحبه فوق، که به دليل محترم شمردن اخلاق مطبوعاتي اعلام نظراتم را چهار روز به تأخير انداخت، مصاحبه‌اي با آقاي محمدرضا نسب عبداللهي انجام دادم که عصر دوشنبه، 3 تير، در وب‌گاه خبرگزاري «فرارو» انتشار يافت. [1] اينک همان مصاحبه را، با اصلاحات و توضيحات ضرور، منتشر مي‌کنم.

  عکس از آقاي محمدرضا نسب عبداللهي، خبرنگار

(more…)

عبد الله شهبازی با وثيقه از زندان آزاد شد

ژوئن 20, 2008

متن خبر خبرگزاری فارس:

عبدالله شهبازي امروز با سپردن وثيقه تعيين شده، از زندان آزاد شد.
 
 
به گزارش خبرنگار فارس از شيراز، شهبازي كه بعد از ماه‌ها پيگرد، روز چهارشنبه توسط نيروي انتظامي و در پي شكايت خصوصي و صدور حكم جلب از سوي مقام قضايي در شيراز دستگير شده بود، بعد از ظهر امروز پنجشنبه با تأمين وثيقه آزاد شد.
اين فرد كه متهم به نشر اكاذيب و وارد كردن افترا است، از مدتي قبل در سايتي به نام شهبازي اقدام به انتشار مطالبي نموده و طي آن ادعا كرده بود كه برخي از مسئولان استان فارس در زمين‌خواري نقش دارند.
شهبازي در فروردين ماه سي‌دي‌هايي را با همين مضمون در گستره بسيار وسيع توزيع كرده است.
سايت اين فرد پس از يكبار فيلتر شدن بار ديگر از دو هفته پيش فعال شد.

لینک خبر:‌http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703300511

عبدالله شهبازی بازداشت و روانه زندان شد

ژوئن 18, 2008

عبدالله شهبازي روانه زندان شد

خبرگزاري فارس: عبدالله شهبازي امروز بازداشت و روانه زندان شيراز شد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، عبدالله شهبازي كه اخيرا در رساله‌اي برخي اتهامات را به اشخاص حقيقي و حقوقي مختلف منتسب كرده بود، امروز با حكم دادستان شيراز، بازداشت و روانه زندان شد.
وي هفته گذشته براي پاسخگويي به اين اتهامات به دادسرا احضار شده بود كه حضور نيافت كه امروز با قرار وثيقه 100 ميليون توماني روانه زندان شد.
پرونده عبدالله شهبازي در شعبه 4 دادسراي شيراز در حال بررسي است.

لینک خبر:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703290865

همچنین اضافاتی به مقاله «مافياي زمين‌خوار شيراز و فاجعه 13- 14 خرداد کُمهر» و در انتهای آن با عنوان پی‌نوشت اضافه گردیده است.

ما و سيره حکومت‌گري در اسلام

ژوئن 17, 2008

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
سه‌شنبه 28 خرداد 1387/ 17 ژوئن 2008، ساعت 11 بعد از ظهر

ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فرياد برآري که مسلماني نيست

سه نمونه از سيره حکومت‌گري را در تاريخ اسلام ذکر مي‌کنم؛ از سه «حاکم» با سه شخصيت به‌کلي متفاوت. اوّلي، از منظر ما شيعيان، امام معصوم است و دومي سلطاني است جائر و فاسق و بيگانه با اهل بيت (ع)؛ سومي نومسلماني است مغول که تا ديروز شمني‌مذهب و بت‎پرست بود.

1- نمونه نخست، برخورد اميرالمؤمنين علي (ع) است به يکي از کارگزارانش، ابن هرمه مسئول امور مالي بازار اهواز، که به دليل تخلفي امير مؤمنان از والي اهواز خواست بي‌درنگ او را برکنار، زنداني و بي‌آبرو کند.

هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن‌هرمه را… برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت‌ترين صورت ممكن تو را از كار بركنار مي‌كنم و خدا آن روز را نياورد… شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن‌هرمه…» (دعائم الاسلام، جلد 2، ص532 ). ابن‌هرمه چه کرده است که اميرالمؤمنين(ع) به رفاعه، حاکم اهواز، چنين فرمان مي‌دهد که او بي درنگ بايد «بي‌آبرو» شود؟ همان مولاي متقيان که حرمت آبروي مسلمان را بالاتر از حرمت کعبه مي‌داند چنان بر بي‌آبرو شدن يک مجرم حکومتي اصرار دارد که حتي فرماندار اهواز را که مسئول اجراي حکم است «تهديد» مي‌کند که اگر او را بي‌آبرو نکني «من به زشت‌ترين صورت ممكن تو را از كار بركنار مي‌كنم». او نه ياغي است و نه جاني، يعني نه بر ضد حکومت قيام کرده و نه جنايتي مرتکب شده است. او مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز بوده که مرتکب تخلف مالي شده است. (محمد مطهري، «آبرويش را بريز و او را به مردم معرفي کن»، 16 خرداد 1387) [1]

2- دوّمين نمونه از سلطان محمود غزنوي است؛ حکمراني که قطعاً براي ما «الگوي حکومت‌گري خوب» به‌شمار نمي‌رود. ادعاي «حکومت اسلامي»، به مفهومي که ما مي‌شناسيم، نيز ندارد. معهذا،  هنوز در دوران غزنويان (سده‌هاي چهارم و پنجم هجري) «اسلام» چنان ريشه‌دار است که حتي سلطان نيز مجبور به تمکين در برابر «حکم شرع» است حتي اگر به تعزير سپهسالار و يار مجالس شبانه شراب‌خواري‌اش بينجامد.

علي نوشتگين، سپهسالار محمود غزنوي، شبي با سلطان تا سحرگاه به شرابخواري پرداخت و آنگاه «رخصت خواست که به خانه خويش رود.» محمود گفت:
(more…)

آخرين اخبار از فاجعه کمهر: سخني با «عدالتخواهان خاموش» و «توجيه‌گران مدعي»

ژوئن 17, 2008

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
سه‌شنبه 28 خرداد 1387/ 17 ژوئن 2008، ساعت 11:56 صبح

طبق آخرين اطلاع واصله، شکايت مردم کمهر درباره فاجعه روزهاي 13 و 14 خرداد [1] به دادسراي نيروهاي مسلح فارس تاکنون به نتيجه نرسيده است. بازرسي نيروي انتظامي نيز در قبال نامه سازمان قضايي نيروهاي مسلح فارس، دال بر رسيدگي به حادثه، تاکنون اقدام ملموس يا مؤثري انجام نداده است. مردم همچنان آواره، مصيب‌زده و بي‌پناه‌اند. فضاي منطقه ارعاب‌آميز و پليسي است.

مقامات محلي نيروي انتظامي از انعکاس خبر فاجعه کمهر به شدت عصباني‌اند. ديروز (دوشنبه، 27 خرداد) فرمانده پاسگاه يکي از مردم محلي، به‌نام رحيمي، را در ميدان اصلي روستا به شدت کتک زده است. هيچ کس جرئت پيگيري ماجرا را ندارد. هر کس براي پيگيري به شيراز مراجعه مي‌کند در بازگشت دستگير مي‌شود. هم‌اکنون، چهار زن و سي و پنج مرد از اهالي کمهر در زندان عادل‎آباد شيراز به سر مي‌برند. در پس فاجعه کمهر مافياي شيراز با تمامي اقتدار خود ايستاده‌ و از مقامات مملکتي نيز واهمه‌اي ندارد.

از تمامي عدالتخواهان، اگر در ادعاهاي خود صادق‌اند و ذره‌اي قلب‌شان به خاطر مردم مي‌تپد، خواستارم که به داد کودکان و زنان و مردان محروم کمهر برسند و مسئولين را به خاطر اين فاجعه در زير فشار رسانه‌اي قرار دهند. پس از آن، مي‌توانند با فراغ‌بال به «اصلاح ساختارها» و «دفاع از کيان نظام» بپردازند! اگر کسي به گزارش‌هاي خبري من و وب‌گاه‌هاي مجمع دانشجويان عدالتخواه فارس [2، 3] باور ندارد، خود به محل بيايد و رنج مردم منطقه را از نزديک ببيند.

به اميد روزي که وضع کنوني فارس دگرگون شود و مسببين و عاملين اين فاجعه، و فجايع مشابهي که در سال‌هاي اخير رخ داده، در پيشگاه مردم خوار و روسياه و رسوا و به سيره امير مؤمنان (ع) مجازات شوند.

 

 سه کودکي که در فاجعه 13- 14 خرداد کُمهر دو روز بازداشت بودند در جلو ساختمان دادسراي نظامي فارس (22 خرداد 1387 )