Posts Tagged ‘احمدی نژاد’

میر حسین موسوی، انتخابات دهم، تحولات ایران و جهان

مارس 22, 2009

مصاحبه زير در يکشنبه 11 اسفند 1387 با آقاي مهندس ايمان ملکا آشتياني، سردبير وبگاه تدبير، انجام گرفت و در اين سايت منتشر شد. [1] [2]

تدبير- ايمان ملکا آشتياني: ابتدا مي خواستيم از وضعيت فعلي شما جويا شويم. آيا پس از انتشار مطالبي در مورد زمين خواري در استان فارس با مشکلي مواجه نشديد؟

شهبازي: وضع من در وبگاهم مرتب منعکس مي‌شود. پس از انتشار کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» در اينترنت (8 فروردين 1387) تهاجم همه‌جانبه و گسترده‌اي عليه من صورت گرفت؛ بخشي به شکل اتهامات غيراخلاقي، و بخشي به صورت طرح شکايات عديده در دادسرا. اين هجمه سبب شد که خيلي‌ها از من «برائت» بجويند؛ حتي کساني که سال‌هاست در برخي مطبوعات سنگ «عدالت» و «مبارزه با فساد» را به سينه مي‌زنند. امروز، در اواخر سال 1387، مي‌توانم سرافراز باشم که حقانيت مطالب مطروحه از سوي من به اثبات رسيده و تا حدود زيادي نتيجه عملي مثبت داده است. بخش عمده افرادي که در کتاب فوق با نام يا به تلويح معرفي کردم از مشاغل خود برکنار يا مستعفي شدند و اين روند ادامه دارد. کسان ديگري نيز، هر چند با تأخير ولي قطعاً، خواهند رفت. ولي، ماجرا هنوز تمام نشده. شبکه فساد اقتصادي، که با ديوان‌سالاري و کانون‌هاي سياسي پيوند تنگاتنگ دارد، بسيار قدرتمند است؛ مختص به فارس نيست، در سراسر ايران اقتدار دارد، و مي‌خواهد فرايندي را براي ايران رقم زند که در همه انقلاب‌ها پس از دو سه دهه رقم زده شد؛ مثلاً در اتحاد شوروي پيشين. امروزه از آرمان‌هاي انقلاب بلشويکي 1917 در امپراتوري روسيه چيزي بر جاي نمانده ولي همان ديوان‌سالاران، که براي پاسداري از آن آرمان‌ها برکشيده شدند و به قدرت رسيدند، خود به يک طبقه حاکمه متصلب جديد بدل شدند و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي زمام امور سياسي و اقتصادي جمهوري‌هاي نوخاسته را در دست گرفتند. اين اليگارشي را در حاکميت تمام جمهوري‌هاي سابق شوروي مي‌بينيد. در ايران، اين شبکه بهم پيوسته و واقعاً مافيايي را به سادگي نمي‌توان متلاشي کرد. براي مبارزه با آن اوّلين گام شناخت علمي از آن است. زماني که شناخته شد، راه‌کارهاي مبارزه با آن را آسان‌تر مي‌توان يافت.

تدبير: تحقيقات فعلي شما بر چه حوزه اي متمرکز است؟

(more…)

تأمّلي در ماجراي کردان

نوامبر 11, 2008

لینک اصلی در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8709.htm

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
جمعه، 17 آبان 1387/ 7 نوامبر 2008، ساعت 10:30 بعد از ظهر
متن کامل براي پرينت (PDF)

 1- در سه ماه اخير رکود بي‌سابقه مالي از يکسو و بحران سياسي ناشي از «ماجراي کردان» جامعه را در وضعي ملتهب قرار داده است. با رأي اکثريت مجلس به برکناري کردان (سه‌شنبه، 14 آبان 1387)، پس از 90 روز تنش، ماجرايي به‌نام «کردان» ظاهراً به پايان رسيد؛ هر چند به گمان من اين سرآغاز ماجراست.

2- «ماجراي کردان» آميزه‌اي عجيب بود از دسيسه‌ کانون‌هاي معين و متصلب قدرت با خواست‌هاي حق‌طلبانه نيروهاي اصالت‌گرايي که کژي‌ها و نادرستي‌ها را، به درستي، برنمي‌تابند. اين آميزش انگيزه‌ها تا بدان حد «ماجراي کردان» را پيچيده کرد که توان تحليل و داوري بي‌طرفانه را، تا زماني که کردان در مسند وزارت بود، بس دشوار مي‌نمود.

3- ماجراي مدرک جعلي کردان قابل دفاع نيست؛ ولي در اين نيز ترديد نيست که بسياري از مديران کنوني از پيشينه «علمي» مشابه با کردان برخوردارند. همانان که امروزه عنوان «دکتر» بر خود دارند، و به کردان به دليل بهره‌گيري از عنوان فوق خرده مي‌گيرند، خود در زماني نه چندان دور وزيران و مديران «ديپلمه» بودند. آنان به‌تدريج در دو دهه اخير، به‌ويژه از سال 1370، به ياري امکانات ويژه‌اي که رئيس‌جمهور وقت براي گروه معيني از «نيروهاي انقلاب»، يعني برخي مديران و «خواص» دست‌چين شده، فراهم آورد، تحصيلات دانشگاهي را به پايان بردند و در ايران يا در خارج از ايران، به‌ويژه در انگلستان، مدرک دکترا گرفتند. برخي از آنان، که در به پا کردن «هياهوي کردان» نقش جنجالي ايفا کردند، در سفري چند ماهه به انگليس با مدرک دکترا بازگشته بودند. [1]

بخشي از اين افراد، بيش‌تر از طيف موسوم به «اصول‌گرا»، هنوز مديران عالي‌رتبه يا مياني‌اند و بخشي، از طيف موسوم به «اصلاح‌طلب»، مديران به حاشيه رفته و عضو هيئت علمي دانشگاه‌ها. گر حکم شود که مست گيرند، در شهر هر آن‌که هست گيرند. اينان که خود تردامن‌اند چگونه وجدان‌شان اجازه داد کردان را به همان جرم مصلوب کنند؟

4- کردان ساليان سال مديري عالي‌رتبه در مناصب حساس بود ولي کسي به مدرک تحصيلي‌اش خرده نگرفت. ولي زماني که به وزارت کشور رسيد، آماج شديدترين حملات قرار گرفت؛ حملاتي چنان سهمگين که او را «متلاشي» و «ذوب» کرد. چرا؟ اين پرسش مهمي است که بسياري در جستجوي پاسخ آن‌اند.

کساني که ساليان سال کردان را در مناصب عالي جاي داده بودند در جايگاه «قاضي بي‌طرف» نشستند و ذره‌اي به روي خود نياوردند که در پيامد «معامله» با احمدي‌نژاد، کردان را، به عنوان گزينه مورد قبول مجلس، به او تحميل کرده‌اند. در آن مقطع، گزينه مطلوب احمدي‌نژاد سردار سيد مهدي هاشمي (سرپرست پيشين وزارت کشور، فردي سليم‌النفس و کارآمد) بود نه کردان. آيا کساني که کردان را به احمدي‌نژاد تحميل کردند از ابتدا فرجام کار را مي‌ديدند؟ آيا معرفي يا اصرار بر وزارت کردان نقشه نبود؟ مهمات اين جنگ بزرگ تبليغاتي را چه کساني فراهم آوردند؟

5- ترديد ندارم که در پس «ماجراي کردان» دسيسه براي از ميان بردن بقاياي اقتدار و اعتبار احمدي‌نژاد، و پايان دادن به جنبش اصالت‌گرايانه و عدالت‌خواهانه‌اي که با صعود احمدي‌نژاد در 3 تير 1384 اوج گرفت، نهفته بود. اين جنبش اگر به ناکامي بينجامد، و گفتماني که احمدي‌نژاد سخنگوي آن شد ناکارآمد و فاقد برنامه و توان اداره کشور جلوه کند، تا مدت‌ها حاکميت اليگارشي را بر ايران تثبيت خواهد کرد. اين بار معلوم نيست واکنش مردم به حاکميت متصلب اليگارشيک چگونه خواهد بود: نوميدانه و مخرب يا آرمان‌گرايانه و سازنده؟ [2]

از اين منظر بايد از احمدي‌نژاد دفاع مي‌شد. ولي، احمدي‌نژاد نيز مقصر است. برخي از عملکردهاي او قابل دفاع نيست يا انگيزه دفاع را به شدت کاهش مي‌دهد. برخي کردارهاي احمدي‌نژاد و اطرافيان او، به‌ويژه اظهارات عجيب و کودکانه و شايد مشکوک اسفنديار رحيم مشايي، بخش قابل‌اعتنايي از دلبستگان به جنبش عدالت‌خواهي را سردرگم و منفعل کرده و در اين طيف نوعي سرخوردگي و آشفتگي پديد آورده است. ترکيب دولت احمدي‌نژاد از نخستين روز بارزترين مصداق اين عملکرد بود. در 24 مرداد 1384، زماني که احمدي‌نژاد اوّلين ترکيب هيئت وزيران خود را به مجلس معرفي کرد، يادداشتي نوشتم با عنوان «خشت اوّل: کابينه پيشنهادي احمدي‌نژاد». امروزه، بخشي از اين يادداشت خواندني است:

(more…)