Posts Tagged ‘بهائیت’

«دروازه قرآن» و نمادهای اُبليسک در شيراز

مارس 26, 2009

يکشنبه 18 اسفند 1387/ 8 مارس 2009، ساعت 11:45 بعد از ظهر

يادداشت دوّم درباره نمادهاي شيطاني
«دروازه قرآن» و نمادهاي اُبليسک در شيراز

يادداشت اوّل: يهوديان دماوند، فراماسونري و نماد ابليسک

1- در يادداشت پيشين درباره نماد ابليسک Obelisk و جايگاه «مقدس» آن در فرقه‌هاي شيطاني، از جمله فراماسونري، سخن گفتم. اشاره کردم که ابليسک نمادي است از آلت تناسلي شيطان به معناي دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان. به اين دليل، از دوران کهن ابليسک «آلت تناسلي بعل» Shaft of Baal نيز خوانده مي‌شد. «بعل»، به معني «استاد» و «ارباب»، خداي کهن اديان غيرابراهيمي در تمدن‌هاي شرق مديترانه و بين‌النهرين بود. اين همان «خدايي» است که در تمدن‌هاي گوناگون اسامي گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزيريس و غيره، و در اديان ابراهيمي «شيطان» خوانده مي‌شود. در تمامي فرقه‌هاي شيطاني معاصر، مانند ايلوميناتي و فراماسونري، اين «خدا» با نام «لوسيفر» مورد پرستش است. نمادهاي «لوسيفر»، از جمله ابليسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغيير مانده است.

در مسيحيت نام «بعل» به عنوان مترادف «شيطان» به کار مي‌رفت. و گفتيم که اين همان نماد شيطان است که در مراسم حج توسط ميليون‌ها زائر سنگباران مي‌شد و در سال‌هاي اخير حکومت سعودي آن را حذف کرد و به جايش ديواري ساده گذارد. اين حذف به دليل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازي مکه است.

 

 

نقشي از آنتونيوس پيوس، امپراتور روم، که نماد ابليسک يا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلي نشان داده شده
(امپراتوران روم خود را از تبار خدايان مي‌دانستند)

 2- در يادداشت پيشين دو نمونه از کاربرد «ابليسک» را در معماري ساختمان جديد مجلس و ساختمان مؤسسه مالي و اعتباري قوامين، واقع در ميدان آرژانتين و مشرف بر مصلاي تهران، نشان دادم. در روزهاي اخير با دو نمونه عجيب در شيراز آشنا شدم.

(more…)

Advertisements

اطلاعيه مهم: انتشار فهرست اسامي بهائيان را محکوم مي‌کنم!

فوریه 7, 2009

اطلاعيه مهم: انتشار فهرست اسامي بهائيان را محکوم مي‌کنم!

دوشنبه 7 بهمن 1387/ 26 ژانويه 2009، ساعت 11:30 بعد از ظهر

در روزهاي اخير فهرستي از اسامي تعدادي از بهائيان شيراز در 31 صفحه به شکل وسيع پخش شده است. اين فهرست به همراه متن چند استفتا از امام خميني (ره)، رهبر معظم انقلاب و تعدادي از مراجع تقليد درباره فرقه بهائي است به گونه‌اي که احساسات ديني را عليه بهائيان فوق تحريک کند. در اين فهرست مشخصات کامل تعدادي بهائي داراي مشاغل مختلف، از نقاش و جوشکار و نجار تا پزشک و کارمند بيمارستان و غيره، به همراه آدرس دقيق محل کار يا سکونت آنان ديده مي‌شود.

اين اقدام، که از سوي کانون‌هاي معين صورت گرفته، سرآغاز توطئه‌اي جديد است که مي‌تواند پيامدهاي زشت و ناگوار داشته باشد؛ مانند حمله به بهائيان فوق و ترويج خشونت سازمان‌يافته. اين حرکت دسيسه‌گرانه را، که فعلاً در آغاز راه است، به شدت محکوم مي‌کنم و توجه مسئولين قضايي و نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي کشور و استان را به ابعاد خطرناک و ماهيت بغرنج آن جلب مي‌نمايم.

اين اقدام با هدف ايجاد تنش و به تبع آن گسترش موج جهاني عليه جمهوري اسلامي ايران طراحي شده و بايد به عنوان مقدمه توطئه‌اي سازمان‌يافته عليه امنيت ملّي ارزيابي شود و شبکه عوامل آن، در هر مقام و در هر نهاد، شناسايي و تحت پيگرد قانوني قرار گيرند.

تصوّر مي‌کنم يکي از اهداف اصلي اين دسيسه مخدوش کردن وجهه علمي و سياسي من و جلوگيري از تداوم کار پژوهشي و انتشار آثارم است.

تأمّلی در «مسئله بهائيت»

مه 30, 2008

1- در هفته‌هاي اخير موجي سازمان‌يافته از «ضوضاء» درباره بهائيان پديد آمده است. (ضوضاء= غوغا، تعبير عباس افندي است که در سطور بعد خواهد آمد.) برخي دستگيري‌هاي محدود و کم‌شمار تعدادي از بهائيان سبب برانگيختن موجي بزرگ از تبليغات درباره «بهائي ستيزي» در ايران شده که تناسبي با ابعاد دستگيري‌ها ندارد. نمي‌دانم اين دستگيري‌ها از جانب کيست، به چه علت بود و چرا بايد در اين زمان رخ مي‌داد؟

2- استفتا از آيت‌الله منتظري و پاسخ وي، که «تصادفاً» آن نيز در اين گيرودار رخ داد، عامل مهم ديگري در ايجاد اين موج سازمان‌يافته است. از آيت‌الله منتظري درباره حقوق شهروندي «بهائيان» پرسيده‌اند و وي پاسخ داده: بهائيان «از آن جهت كه اهل اين كشور هستند حق آب و گل دارند و از حقوق شهروندي برخوردار‏ ‏مي‎باشند، همچنين بايد از رأفت اسلامي كه مورد تأكيد قرآن و اولياء دين است بهره‌مند باشند.» [1]

همان‌گونه که زماني به سوس وان الزن، سردبير مجله بلژيکي کناک گفتم، بهائيان به عنوان فرقه‌اي غيررسمي در طول قريب به سه دهه موجوديت جمهوري اسلامي ايران آزادانه زندگي و کار و تحصيل مي‌کنند، و حتي گورستان‌هاي مخصوص خود را دارند و متوفيات خويش را، با تشييع جنازه مفصل بي‌آن‌که مورد تعرض قرار گيرند، در اين گورستان‌ها دفن مي‌کنند. من خود بارها، به دليل وقوع يکي از گورستان‌هاي بهائي در مدخل جاده دارنگان- شيراز، اين تشييع جنازه‌ها را ديده‌ام و از ظاهر «حزب اللهي» و ريش انبوه برخي از جوانان بهائي حيرت کرده‌ام. بهائيان ايران تنها بايد در اوراق رسمي خود را «مسلمان» معرفي کنند. با رعايت اين محدوديت، بهائيان از تمامي حقوق شهروندي در ايران برخوردار بوده‌اند. اين محدوديت و اين رويه، به دليل عدم رسميت فرقه بابي- بهائي در قانون اساسي مشروطه، در دوران حکومت پهلوي نيز وجود داشت. از اينرو، پاسخ آقاي منتظري را بايد بدين گونه تفسير کرد که بهائيان بايد با اعلام رسمي تعلق خود به فرقه بهائي از «حقوق شهروندي» برخوردار باشند؛ رويه‌اي که حتي حکومت پهلوي نيز جرئت پذيرش آن را نداشت. تصوّر نمي‌کنم آقاي منتظري، که محضر آيت‌الله بروجردي و امام خميني را درک کرده، به کنه پاسخ خود و پيامدهاي آن توجه کرده باشد؛ و «حقوق شهروندي بهائيان»، به صورتي که طرح کردم، مورد پذيرش وي باشد. به گمانم، اين پاسخ القاء از سوي اطرافيان ايشان است و اثبات‌کننده همان «سادگي» که امام (ره) در نامه معروف خود فرموده بودند.

3- آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر انقلاب، در سخنان 14 ارديبهشت 1387 خود با دانشجويان در شيراز، فرقه بهائي را، بدون ذکر نام، چنين توصيف کردند: «سازمان‌هائى كه اسمش دين است، باطنش سازمان سياسى است.»

در واقع، فرقه بهائي «دين»، به معناي مرسوم، نيست؛ فرقه‌اي بسيار منسجم و متمرکز و پنهان‌کار است که قريب به يک قرن و نيم پيشينه فعاليت مخفي، به‌ويژه نفوذ در نهادهاي دولتي و سازمان‌هاي سياسي و ايجاد لابي‌هاي پنهان و متنفذ قدرت، در کارنامه خود دارد. از اين منظر هيچ سازمان سياسي ايراني قابل قياس با فرقه بهائي نيست. (more…)