Posts Tagged ‘عبدالعلی نجفی’

دوّمين جلسه رسيدگي به شکايت سردار نجفي و شرکا

ژوئیه 11, 2008

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
چهارشنبه 12 تيرماه 1387، ساعت 11:30 بعد از ظهر

دوّمين جلسه رسيدگي به شکايت سردار نجفي و شرکا

امروز، از حوالي ساعت 9:30 صبح تا ساعت 12:30، دوّمين جلسه رسيدگي به شکايات سردار عبدالعلي نجفي (فرمانده برکنار شده سپاه انصار [حفاظت شخصيت‌ها] و فرمانده پيشين نيروي مقاومت بسيج منطقه فارس)، سرهنگ ابراهيم عزيزي (فرماندار کنوني شهرستان شيراز و فرمانده پيشين نيروي مقاومت بسيج شيراز)، سرهنگ عزيزالله ذبيح‌پور (معروف به ملک‌پور) فرمانده پيشين اطلاعات مقاومت منطقه بسيج فارس و غلامرضا غلامي (بخشدار مرکزي شيراز) عليه من دال بر «نشر اکاذيب» در شعبه چهارم دادياري دادسراي عمومي و انقلاب شيراز برگزار شد.

در اين جلسه، آقاي سعيد شباني (مشاور حقوقي سرهنگ عزيزي فرماندار شيراز و وکيل شاکيان فوق) حضور داشت. ابتدا، يکي از کارآموزان وکالت، به‌نام رمضاني، وارد اتاق دادياري شد و قصد داشت شکايت عوامل و دلالان و پيمانکاران محلي شرکت‌هاي اقماري فارس مبين و احرار و غيره را، تحت عنوان «مردم دارنگان»، مطرح کند که داديار حضور وي در جلسه را نپذيرفت. احتمالاً، در ادامه دادرسي، پس از اتمام رسيدگي به شکايت نظاميان، شکايت عوامل و کارگزاران محلي آن‌ها مطرح خواهد شد و اين دادرسي کشدار خواهد بود.

در اين جلسه، مطالبي را مطرح کردم که خلاصه آن به شرح زير است:

1- مقدمه

به عنوان مقدمه به استحضار مقام محترم قضايي مي‌رساند:

مسائلي که در جلسه اوّل دادرسي گذشت، اين شائبه را در من ايجاد کرده که پرونده حاضر و نحوه دادرسي در جلسه اوّل دادرسي معمولي نيست بلکه سناريويي است طبق نقشه و طراحي شده براي بي‌حيثيت کردن من، مخدوش و بي‌اعتبار کردن مندرجات کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» [1] و قتل عامدانه من.

در جلسه اوّل دادرسي، در اواخر وقت اداري، برخلاف انتظار، به من اعلام شد که بايد يکصد ميليون تومان وثيقه بگذارم. اين رويه مرسومي است براي راهي کردن متهم به زندان؛ به‌رغم اين‌که من به دليل بيماري حاد قلبي و سابقه ايست قلبي- تنفسي، با استناد به نظريه پزشکان متخصص، طي نامه‌اي به دادياري خواستار عدم حضور خود در جلسات و حضور وکيلم شده بودم که مورد موافقت قرار نگرفت. به‌رغم بيماري و توصيه پزشک، در جلسه حضور يافتم ولي با بازداشت مواجه شدم. در جريان بازداشت نه تنها شأن علمي و سياسي مرا مراعات نکردند بلکه مرا به بازداشتگاه موقت اعزام کردند که در گرماي شديد شيراز فاقد کولر و از نظر بهداشتي مکان نامناسبي بود. در ساعت چهار بعد از ظهر همسرم داروهاي مرا به دفتر بازداشتگاه تحويل داد ولي تا ساعت ده شب، زماني که به دليل مداخله مقامات تهران مرا به «بند سبز» منتقل کردند، اين داروها در اختيارم قرار نگرفت در حالي‌که حداقل اسپري نيتروگليسيرين، براي مقابله موقت با حمله احتمالي قلبي، بايد هماره در دسترسم باشد. هم‌زمان، مقامات قضايي فارس، به‌ويژه آقاي بانشي، دادستان عمومي و انقلاب شيراز، مصاحبه‌هايي حاوي توهين و افترا عليه من انجام داد و روزنامه سبحان [به مديرمسئولي آقاي محمدعلي حياتي نماينده لامرد در مجلس شوراي اسلامي و سردبيري آقاي محمد ايراني] سرمقاله افتراآميز و زننده‌اي عليه من نگاشت؛ که عليه مطبوعات مفتري و دادستان شيراز به دليل مصاحبه فوق به مراجع ذيربط شکايت خواهم کرد.

 

(more…)

سخني با رياست محترم قوه قضائيه

ژوئیه 3, 2008

تاریخ انتشاردر وبگاه عبدالله شهبازی:
سه‌شنبه 11 تير 1387/ اوّل ژوئيه 2008، ساعت 4:45 بعد از ظهر

آقاي عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه که تصادفاً ايشان نيز همشهري بنده و اصالتاً اهل ني‌ريز فارس است، امروز درباره «باند پاليزدار» توضيح داد. او ضمن نامرتبط اعلام کردن «پرونده شهبازي» با «پرونده پاليزدار»، که جاي شکر دارد، در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره من چنين گفت:

«جمشيدي در پاسخ به سئوال خبرنگار ديگري در رابطه با پرونده عبدالله شهبازي گفت: اين پرونده شاکي خصوصي دارد. فرماندار شيراز، فرمانده سپاه شيراز، بخشداري شيراز، خانواده شهداي حسينيه رهپويان شيراز و تعدادي از عشاير شاکيان اين پرونده هستند. در بخشي که مربوط به اراضي آن منطقه است، منابع طبيعي شکايتي را مطرح کرده، در تاريخ 29 خرداد ماه براي وي وثيقه صد ميليون توماني صادر شد که وي با توديع وثيقه اکنون آزاد است و پرونده در حال رسيدگي است.» [1]

انتظار نمي‌رفت سخنگوي قوه قضائيه، بي‌توجه به حقايق مطروحه در ماجراي جنجالي من، سخنان مقامات معارض مرا در شيراز تکرار کند. من 1461 صفحه کتاب درباره پديده ناميمون تکوين اليگارشي جديد در جمهوري اسلامي ايران، نقش مديران و ديوان‌سالاري در آن، و رابطه آن با «زمين‌خواري» نگاشته‌ام. [2] اين رساله در سه بخش است. سوّمين بخش در پاسخ به اتهامات وارد شده از سوي مقامات فاسد محلي فارس است؛ همان کساني که کوشيده و مي‌کوشند با «شخصي» جلوه دادن دعاوي من اصالت حرکتي را که آغاز کرده‌ام مخدوش کنند. اين بخش از رساله مستند به مدارکي است که مي‌توان عيار آن را سنجيد. [3]

معهذا، ظاهراً يک بار گفتن براي برخي مديران ما کافي نيست و بايد مکرر تکرار کرد. ماجراي من نه «فرافکني» است نه منافع شخصي در حرکتم عليه فساد ديواني در فارس داشته و دارم. پرونده شکايت متقابل من و اداره منابع طبيعي نيز، چنان‌که هم در رساله «زمين و انباشت ثروت»، با انتشار مدارک مربوطه، و هم در مصاحبه پس از بازداشتم گفته‎ام، ربطي به حرکت من ندارد هر چند انگيزه و عاملي بود براي آشنايي من با فساد انباشته در ديوان‌سالاري دولتي و ناکارآمدي و فساد جاري در قوه قضائيه.

(more…)

اسنادي جديد از فساد مالي عبدالعلي نجفي.

مه 30, 2008

سردار عبدالعلي نجفي، فرمانده برکنار شده سپاه انصار و فرمانده پيشين نيروي مقاومت منطقه فارس، به اقدماتي عجيب و نامتعارف دست مي‌زند. از سويي نزد مقامات عالي در تهران التماس، و حتي گريه، مي‌کند و از سوي ديگر در سفرهاي دائم خود به شيراز در نزد دوستانش و در نزد برخي مقامات محلي «لاف» مي‌زند و شايعه مي‌پراکند. در سفر مقام معظم رهبري به شيراز، با استفاده از روابط وسيع خود با مقامات محلي، وارد محل اقامت رهبري مي‌شود و در انتهاي صف جماعت در گوشه‌اي، با لباس غيرنظامي، مي‌ايستد و سپس شايع مي‌کند که با رهبري ديدار کرده. شايع مي‌کند که به زودي استاندار فارس يا معاون پشتيباني سپاه منطقه 16 خواهد شد. اين رفتارهاي کودکانه براي نجفي پنجاه و دو ساله غيرعادي است؛ به رفتار آن جوانک رو به اضمحلال مي‌ماند که در مقام رئيس دفتر امام جمعه شهري از شهرهاي ايران خود را در جايگاه «ولي فقيه» مي‌بيند؛ با روزنامه‌هاي محلي مصاحبه مي‌کند، عکس‌هاي «بزرگ» از خود منتشر مي‌کند و حرف‌هاي «بزرگ» مي‌زند. يا آن مديرکل رسواي «منابع طبيعي» و مسئول رسواتر حراستش که نه تنها از سوي مقامات ارشد سازمان متبوع خود برکنار نمي‌شوند بلکه به عنوان «مديران نمونه در سطح کشور» مورد تقدير و حمايت نيز قرار مي‌گيرند. افسوس که در شهر ما هم قوه قضائيه را به حقارت کشيده‌اند و هم روزنامه‌ها را. اگر اين دو رکن «آزادي» و «عدالت» استوار بودند، مفسدين چنين جرئت ماندن و بازيگري براي جبران آبروي ريخته شده نداشتند. اين رسوايي هيچگاه جبران نخواهد شد. 

واقعيت اين است که نجفي از فرماندهي سپاه انصار برکنار شده و به زودي سردار حسين خالقي، معاون عمليات نيروي مقاومت بسيج، جايگزين او خواهد شد (همپاي برخي تغييرات ساختاري و ادغام چند نيرو در هم). واقعيت اين است که پرونده نجفي در سازمان قضايي نيروهاي مسلح مطرح است و دادستان نظامي از ميان تخلفات فراوان ريز و درشت نجفي بر حدود يازده مورد از عمده‌ترين موارد دست گذارده و کيفرخواست تنظيم کرده است. واقعيت اين است که مقامات مسئول به جدّ در پي راه‌کارهاي رسيدگي به تخلفات و مفاسد «مافيايي» مندرج در رساله «زمين و انباشت ثروت» من و مجازات متخلفان و اعاده حقوق بيت‌المال و مردم هستند. و واقعيت اين است که به زودي در فارس تحولاتي بزرگ رخ خواهد داد؛ چه «آقايان» بخواهند چه نخواهند. واقعيت بزرگ‌تر اين است که من در رساله «زمين و انباشت ثروت» افشاي مفاسد و مفسديني بزرگ‌تر از نجفي را آغاز کرده‌ام؛ ولي «آقايان» چنين ‌مي‌نمايانند که گويا اين رساله 1461 صفحه‌اي تنها در افشاي نجفي بوده است. در اين رساله نجفي «درشت‌ترين» نيست. قطعاً او کارگزاري مهم‌تر از عليرضا مسعودي نيز نيست. اين روش همانند برخورد به چالش قلمي من با خسرو حسينيان است. چنين نماياندند که گويا من با حسينيان «دعواي شخصي» دارم. من چه رابطه شخصي، دوستي يا خصومت، با حسينيان داشته‌ام؟

من در رساله «زمين و انباشت ثروت» کوشيدم براي حفظ حرمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، که متأسفانه نجفي بدان منتسب است، برخي مسائل را مسکوت گذارم از جمله درباره برخي سفرهاي تفريحي «آقايان» و تصاويري که در اختيارم قرار گرفته. به اين سکوت وفادار مي‌مانم ولي به دليل تحرکات اخير نجفي فعلاً فقط چند سند از اقدامات زراندوزانه و غيرقانوني وي منتشر مي‌کنم. شنيده‌ام براي شکايت عليه من و تعدادي از دوستانم فردي را وکيل کرده که قبلاً وکالت پرونده‌هاي برخي قاچاق‌چيان بزرگ مواد مخدر را عهده‌دار بوده و مهارت خاصي در آزاد کردن و تبرئه آنان نشان داده. نحوه کار اين وکيل حاوي نکات بسيار جالبي است که در جاي خود خواهم گفت.

سند اوّل: نامه نجفي به مهندس تهراني مسئول پروژه راه‌آهن شيراز- اصفهان

نامه نجفي به مهندس تهراني مسئول پروژه راه‌آهن شيراز- اصفهان

(more…)