Posts Tagged ‘عبدالله شهبازی’

نقدی بر مواضع انتخاباتی آقای عبدالله شهبازی

ژوئیه 8, 2009

از آنجا که این‌جانب یکی از خواننده‌های کتاب‌ها و مقالات دکتر عبدالله شهبازی بوده و همچنین بخشی از به روزرسانی‌های این وبلاگ، که منعکس کننده نوشته‌های وب‌گاه فیل‌تر شده ایشان می‌باشد را بر عهده دارم و از آنجا که در زمینه‌هایی نسبت به ایشان احساس شاگردی می‌نمایم، بر خود وظیفه دیدم تا نکاتی را درباره مواضع انتخاباتی اخیر ایشان گوشزد نمایم.
از این‌که انگیزه ایشان از مخالفت با دکتر احمدی نژاد چه می‌تواند باشد حدث‌هایی می‌زنم. به احتمال زیاد، ایشان نیز مانند افرادی چون آقایان خوش‌چهره و افروغ، به حق یا به ناحق انتظاراتی از رییس جمهور داشته‌اند که به هر دلیل برآورده نشده است، از طرفی یک نوع سادگی و احساسی بودن در شخصیت آقای شهبازی دیدم (با توجه به زندگی‌نامه‌ای که از خود منتشر کرده‌اند)، این سادگی و احساسی بودن را بیشتر از این جهت می‌بینم که ایشان در اوان بچگی پدر خود را از دست داده‌اند و شخصیتشان عملاً از خلاء وجود پدر رنج می‌برد.
آن انتظارات برآورده نشده و این ویژگی‌های شخصیتی (به زعم بنده) دلایل این چرخش‌های عجیب سیاسی نسبت به دکتر احمدی‌نژاد بوده است. البته باید استتار شده بودن شخصیت میرحسین موسوی برای بسیاری از مردم ایران (از جمله آقای شهبازی) را به دلایل فوق اضافه کرد، که این خود قصه مفصلی است که در جای خود باید مورد واکاوی قرار بگیرد.
با عبور از این مقدمه باید گفت اصولا از فردی که خود را یکی از مهمترین مورخین تاریخ معاصر می‌داند انتظار می‌رود تا تحولات سیاسی جامعه را بدور از حب و بغض‌های شخصی و با بی طرفی کامل (لااقل تا جایی که ممکن است) رصد کند، نه آن‌که سایت شخصی خود را به شعبه‌ای از ستاد تبلیغات مجازی آقای موسوی بدل نماید.

(more…)

Advertisements

میر حسین موسوی، انتخابات دهم، تحولات ایران و جهان

مارس 22, 2009

مصاحبه زير در يکشنبه 11 اسفند 1387 با آقاي مهندس ايمان ملکا آشتياني، سردبير وبگاه تدبير، انجام گرفت و در اين سايت منتشر شد. [1] [2]

تدبير- ايمان ملکا آشتياني: ابتدا مي خواستيم از وضعيت فعلي شما جويا شويم. آيا پس از انتشار مطالبي در مورد زمين خواري در استان فارس با مشکلي مواجه نشديد؟

شهبازي: وضع من در وبگاهم مرتب منعکس مي‌شود. پس از انتشار کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» در اينترنت (8 فروردين 1387) تهاجم همه‌جانبه و گسترده‌اي عليه من صورت گرفت؛ بخشي به شکل اتهامات غيراخلاقي، و بخشي به صورت طرح شکايات عديده در دادسرا. اين هجمه سبب شد که خيلي‌ها از من «برائت» بجويند؛ حتي کساني که سال‌هاست در برخي مطبوعات سنگ «عدالت» و «مبارزه با فساد» را به سينه مي‌زنند. امروز، در اواخر سال 1387، مي‌توانم سرافراز باشم که حقانيت مطالب مطروحه از سوي من به اثبات رسيده و تا حدود زيادي نتيجه عملي مثبت داده است. بخش عمده افرادي که در کتاب فوق با نام يا به تلويح معرفي کردم از مشاغل خود برکنار يا مستعفي شدند و اين روند ادامه دارد. کسان ديگري نيز، هر چند با تأخير ولي قطعاً، خواهند رفت. ولي، ماجرا هنوز تمام نشده. شبکه فساد اقتصادي، که با ديوان‌سالاري و کانون‌هاي سياسي پيوند تنگاتنگ دارد، بسيار قدرتمند است؛ مختص به فارس نيست، در سراسر ايران اقتدار دارد، و مي‌خواهد فرايندي را براي ايران رقم زند که در همه انقلاب‌ها پس از دو سه دهه رقم زده شد؛ مثلاً در اتحاد شوروي پيشين. امروزه از آرمان‌هاي انقلاب بلشويکي 1917 در امپراتوري روسيه چيزي بر جاي نمانده ولي همان ديوان‌سالاران، که براي پاسداري از آن آرمان‌ها برکشيده شدند و به قدرت رسيدند، خود به يک طبقه حاکمه متصلب جديد بدل شدند و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي زمام امور سياسي و اقتصادي جمهوري‌هاي نوخاسته را در دست گرفتند. اين اليگارشي را در حاکميت تمام جمهوري‌هاي سابق شوروي مي‌بينيد. در ايران، اين شبکه بهم پيوسته و واقعاً مافيايي را به سادگي نمي‌توان متلاشي کرد. براي مبارزه با آن اوّلين گام شناخت علمي از آن است. زماني که شناخته شد، راه‌کارهاي مبارزه با آن را آسان‌تر مي‌توان يافت.

تدبير: تحقيقات فعلي شما بر چه حوزه اي متمرکز است؟

(more…)

علائق و انگيزه‌هاي من در تاريخنگاري معاصر

فوریه 7, 2009

گفتگوي عليرضا سميعي با عبدالله شهبازي 
علائق و انگيزه‌هاي من در تاريخنگاري معاصر

 اين گفتگو در روزنامه وطن امروز (شماره 60، 29 دي 1387، ص 10) منتشر شد. [1]

متن PDF براي چاپ

سميعي: تاريخ‌نويسي شما با تاريخ‌نويسي رسمي متفاوت است. از نظر خودتان، مهمترين نقاط اين تفاوت‌ها در كجاست؟ 

شهبازي: اگر اين تفاوت وجود دارد يا احساس مي‌شود به اين علت است که ورود من به عرصه تاريخنگاري با انگيزه‌هايي بود خاص خود من. هر انساني براي رويکرد به مسئله‌اي داراي انگيزه‌هاي مختص به خودش است و وجه تمايز انسان‌ها در اين است.

من، برخلاف بسياري از مورخين، از درون يک زندگي متلاطم سياسي و پر از تلاش و جستجو براي «شناخت» وارد حوزه تاريخ شدم. من از درون خانواده‌اي وارد عرصه سياست و سپس پژوهش شدم که با خيلي از خانواده‌هاي ديگر تفاوت داشت به اين معنا که خانواده من سران يکي از طوايف کوه‌نشين جنوب فارس بودند و ما را طي سه نسل قتل‌عام کردند: پدر بزرگ و يک عمو و تعدادي از خويشانم در 1295، دو عمو و تعدادي از خويشانم در 1311 (در پي قيام عشاير فارس)، و پدرم در سال 1343. من اوّلين فرد مذّکر از نسل خود هستم که طي يکصد سال اخير سنم از پنجاه گذشته است. در سه نسل اخير، ديگران زير پنجاه رفتند. به تأثير و به تبع اين سنت، من از 12- 13 سالگي وارد عرصه سياست شدم و بسيار پرشور و جستجوگر. بزرگ‌ترين دغدغه من از ابتدا اين بود که چرا بايد عشيره و خاندان من چنين سرنوشتي مي‌يافت.

در تمامي اين دوران، از بدو آشنايي‌ام با تاريخ تا امروز، دغدغه اصلي‌ام شناخت ناشناخته‌ها بود؛ يعني حوزه‌هايي که ضرورت شناخت آن حس مي‌شود، به‌طور اجمال آن را مي‌شناسيم، ولي طبق يک قاعده غيررسمي و تعريف نشده درباره آن سکوت مي‌شود. در واژگان سياسي به اين‌گونه پديده‌ها، که محققان رسمي يا آکادميک به‌طور غيررسمي در مسکوت گذاردن آن اجماع دارند، «توطئه سکوت» Conspiracy of Silence مي‌گويند. اين «توطئه سکوت» علت‌هاي مختلف دارد. انگيزه کاوش من در تاريخ و ورود به جرگه تاريخ‌نويسان براي شناخت عرصه‌هايي بود که ديگران با «توطئه سکوت» از کنار آن مي‌گذشتند.

مثلاً، من بديهي مي‌ديدم که سازمان‌هاي اطلاعاتي نقش مهمي در شکل‌گيري تاريخ معاصر دارند ولي مورخين آکادميک ترجيح مي‌دهند اصولاً وارد اين حوزه نشوند. اين امر مختص ايران نبود؛ در غرب نيز چنين بود. اين «تابو» تا بدان حد بود که اصولاً پرداختن به اين‌گونه مسائل منافي با «پرستيژ علمي» معرفي مي‌شد. کريستوفر اندريو، استاد ارشد دانشگاه کمبريج و يکي از مورخيني که اين «تابو» را شکست، مي‌نويسد:

(more…)

ديدار با حاج سعيد قاسمي – جنگ همچنان ادامه دارد

نوامبر 3, 2008

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
پنجشنبه 9 آبان 1387/ 30 اکتبر 2008، ساعت 11:30 بعد از ظهر

امروز سردار حاج سعيد قاسمي به همراه تعدادي از دوستان و جمعي از دانشجويان عدالتخواه ناهار در خانه من ميهمان بودند. برايم سعادت بزرگي بود ديدار با کسي که به عنوان نماد دفاع مقدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مي‌شناسمش؛ همو که شهيد آويني در توصيفش گفته: حاج سعيد قاسمي «يکي از پرورده‌هاي ميدان رزم و جهاد في سبيل‌الله است و اگر انقلاب اسلامي هيچ دستاوردي جز پرورش انسان‌هايي اين چنين نداشت باز هم مي‌ارزيد تا حزب‌الله جان و سر خويش را فداي حفظ آن کند.»

حاج سعيد مي‌گفت: «جنگ همچنان ادامه دارد ولي در جبهه‌هاي ديگر.» سردار قاسمي شخصيتي پرجاذبه دارد. بارزترين وجه شخصيت او سلامت نفس و صميميت وي است و پايبندي‌اش به آرمان‌هاي امام (ره). از سخنانش دريافتم که بخش‌هاي فراواني از کلام امام راحل (ره) را دقيقاً در حافظه دارد.

(more…)

محکوميت امير تفرشي مدير وب‌گاه عدالتخانه را محکوم مي‌کنم

اکتبر 10, 2008

تاریخ انتشار در وب‌گاه عبدالله شهبازی:
سه‌شنبه 16 مهر 1387/ 7 اکتبر 2008، ساعت 2 بعد از ظهر

آقاي امير تفرشي، مدير وب‌گاه «عدالتخانه»، به دليل انعکاس مطالب مربوط به ماجراي آقاي حسين موسويان، در پي شکايت نامبرده و به اتهام «افترا و نشر اکاذيب»، در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به شش ماه زندان و بيست ضربه شلاق محکوم شده است. [1، 2] فعلاً به بازخواني ماجراي جنجالي آقاي موسويان نمي‌پردازم و تنها به ستايش از آقاي تفرشي بسنده مي‌کنم.

وب‌گاه عدالتخانه  را از سال‌ها پيش، پيش از آن‌که امير تفرشي را بشناسم (که او را تاکنون نيز نديده‌ام)، به عنوان يکي از بهترين سايت‌هاي ايراني منادي آزادانديشي و عدالت‌خواهي مي‌شناختم و هماره مدير يا مديران سخت‌کوش و خوش‌فکر آن را مي‌ستودم. تاکنون نيز «عدالتخانه» يکي از نخستين وب‌گاه‌هايي است که روزانه به آن سر مي‌زنم و از مطالب مفيد آن بهره مي‌برم. اين همه مرهون تلاش و انديشه امير تفرشي است.

محکوميت امير تفرشي به زندان و شلاق زشت و موهن است. اين رويه اگر در نظام جمهوري اسلامي رواج يابد، بايد آن را نقطه پاياني بر آزادي انديشه و بيان شمرد؛ حتي براي کساني که دلسوزانه براي آرمان‌هاي انقلاب کوشيده و مي‌کوشند. براي آنان راهي جز خانه‌نشين شدن و دم فروبستن بر فسادها و کاستي‌ها باقي نخواهد ماند.

زنداني شدن تفرشي منافي با آرمان‌هاي والاي امام راحل (ره) و انقلاب است. تمامي انديشمندان آزاده و دلسوخته آرمان‌ها و ارزش‌هايي که نظام جمهوري اسلامي ايران براي تحقق آن بر پا شد را به دفاع از امير تفرشي فرامي‌خوانم.