Posts Tagged ‘فرا سياست’

علائق و انگيزه‌هاي من در تاريخنگاري معاصر

فوریه 7, 2009

گفتگوي عليرضا سميعي با عبدالله شهبازي 
علائق و انگيزه‌هاي من در تاريخنگاري معاصر

 اين گفتگو در روزنامه وطن امروز (شماره 60، 29 دي 1387، ص 10) منتشر شد. [1]

متن PDF براي چاپ

سميعي: تاريخ‌نويسي شما با تاريخ‌نويسي رسمي متفاوت است. از نظر خودتان، مهمترين نقاط اين تفاوت‌ها در كجاست؟ 

شهبازي: اگر اين تفاوت وجود دارد يا احساس مي‌شود به اين علت است که ورود من به عرصه تاريخنگاري با انگيزه‌هايي بود خاص خود من. هر انساني براي رويکرد به مسئله‌اي داراي انگيزه‌هاي مختص به خودش است و وجه تمايز انسان‌ها در اين است.

من، برخلاف بسياري از مورخين، از درون يک زندگي متلاطم سياسي و پر از تلاش و جستجو براي «شناخت» وارد حوزه تاريخ شدم. من از درون خانواده‌اي وارد عرصه سياست و سپس پژوهش شدم که با خيلي از خانواده‌هاي ديگر تفاوت داشت به اين معنا که خانواده من سران يکي از طوايف کوه‌نشين جنوب فارس بودند و ما را طي سه نسل قتل‌عام کردند: پدر بزرگ و يک عمو و تعدادي از خويشانم در 1295، دو عمو و تعدادي از خويشانم در 1311 (در پي قيام عشاير فارس)، و پدرم در سال 1343. من اوّلين فرد مذّکر از نسل خود هستم که طي يکصد سال اخير سنم از پنجاه گذشته است. در سه نسل اخير، ديگران زير پنجاه رفتند. به تأثير و به تبع اين سنت، من از 12- 13 سالگي وارد عرصه سياست شدم و بسيار پرشور و جستجوگر. بزرگ‌ترين دغدغه من از ابتدا اين بود که چرا بايد عشيره و خاندان من چنين سرنوشتي مي‌يافت.

در تمامي اين دوران، از بدو آشنايي‌ام با تاريخ تا امروز، دغدغه اصلي‌ام شناخت ناشناخته‌ها بود؛ يعني حوزه‌هايي که ضرورت شناخت آن حس مي‌شود، به‌طور اجمال آن را مي‌شناسيم، ولي طبق يک قاعده غيررسمي و تعريف نشده درباره آن سکوت مي‌شود. در واژگان سياسي به اين‌گونه پديده‌ها، که محققان رسمي يا آکادميک به‌طور غيررسمي در مسکوت گذاردن آن اجماع دارند، «توطئه سکوت» Conspiracy of Silence مي‌گويند. اين «توطئه سکوت» علت‌هاي مختلف دارد. انگيزه کاوش من در تاريخ و ورود به جرگه تاريخ‌نويسان براي شناخت عرصه‌هايي بود که ديگران با «توطئه سکوت» از کنار آن مي‌گذشتند.

مثلاً، من بديهي مي‌ديدم که سازمان‌هاي اطلاعاتي نقش مهمي در شکل‌گيري تاريخ معاصر دارند ولي مورخين آکادميک ترجيح مي‌دهند اصولاً وارد اين حوزه نشوند. اين امر مختص ايران نبود؛ در غرب نيز چنين بود. اين «تابو» تا بدان حد بود که اصولاً پرداختن به اين‌گونه مسائل منافي با «پرستيژ علمي» معرفي مي‌شد. کريستوفر اندريو، استاد ارشد دانشگاه کمبريج و يکي از مورخيني که اين «تابو» را شکست، مي‌نويسد:

(more…)

Advertisements