Posts Tagged ‘وزارت اطلاعات’

سخني با رياست محترم قوه قضائيه

ژوئیه 3, 2008

تاریخ انتشاردر وبگاه عبدالله شهبازی:
سه‌شنبه 11 تير 1387/ اوّل ژوئيه 2008، ساعت 4:45 بعد از ظهر

آقاي عليرضا جمشيدي، سخنگوي قوه قضائيه که تصادفاً ايشان نيز همشهري بنده و اصالتاً اهل ني‌ريز فارس است، امروز درباره «باند پاليزدار» توضيح داد. او ضمن نامرتبط اعلام کردن «پرونده شهبازي» با «پرونده پاليزدار»، که جاي شکر دارد، در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره من چنين گفت:

«جمشيدي در پاسخ به سئوال خبرنگار ديگري در رابطه با پرونده عبدالله شهبازي گفت: اين پرونده شاکي خصوصي دارد. فرماندار شيراز، فرمانده سپاه شيراز، بخشداري شيراز، خانواده شهداي حسينيه رهپويان شيراز و تعدادي از عشاير شاکيان اين پرونده هستند. در بخشي که مربوط به اراضي آن منطقه است، منابع طبيعي شکايتي را مطرح کرده، در تاريخ 29 خرداد ماه براي وي وثيقه صد ميليون توماني صادر شد که وي با توديع وثيقه اکنون آزاد است و پرونده در حال رسيدگي است.» [1]

انتظار نمي‌رفت سخنگوي قوه قضائيه، بي‌توجه به حقايق مطروحه در ماجراي جنجالي من، سخنان مقامات معارض مرا در شيراز تکرار کند. من 1461 صفحه کتاب درباره پديده ناميمون تکوين اليگارشي جديد در جمهوري اسلامي ايران، نقش مديران و ديوان‌سالاري در آن، و رابطه آن با «زمين‌خواري» نگاشته‌ام. [2] اين رساله در سه بخش است. سوّمين بخش در پاسخ به اتهامات وارد شده از سوي مقامات فاسد محلي فارس است؛ همان کساني که کوشيده و مي‌کوشند با «شخصي» جلوه دادن دعاوي من اصالت حرکتي را که آغاز کرده‌ام مخدوش کنند. اين بخش از رساله مستند به مدارکي است که مي‌توان عيار آن را سنجيد. [3]

معهذا، ظاهراً يک بار گفتن براي برخي مديران ما کافي نيست و بايد مکرر تکرار کرد. ماجراي من نه «فرافکني» است نه منافع شخصي در حرکتم عليه فساد ديواني در فارس داشته و دارم. پرونده شکايت متقابل من و اداره منابع طبيعي نيز، چنان‌که هم در رساله «زمين و انباشت ثروت»، با انتشار مدارک مربوطه، و هم در مصاحبه پس از بازداشتم گفته‎ام، ربطي به حرکت من ندارد هر چند انگيزه و عاملي بود براي آشنايي من با فساد انباشته در ديوان‌سالاري دولتي و ناکارآمدي و فساد جاري در قوه قضائيه.

(more…)

فيلتر شدن وبگاه شهبازی فاقد مجوز قانونی است.

مه 30, 2008

امروز با برخي مقامات مسئول در نهاد رياست‌جمهوري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تماس گرفتم. اعلام کردند که فيلترينگ وبگاه من بدون تصويب و حتي مطرح شدن در شوراي فيلترينگ و در نتيجه کاملاً غيرقانوني بوده است. توضيح دادند که براي فيلتر شدن هر سايت، بايد مسئله در «شوراي فيلترينگ»، که اعضاي آن عبارتند از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (آقاي صفار هرندي)، رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي (آقاي ضرغامي)، وزير اطلاعات (آقاي محسني اژه‌اي) و وزير ارتباطات (آقاي سليماني) مطرح شود و به تصويب اعضاي شوراي فوق برسد. «هيچ سايتي فيلتر نمي‌شود مگر با امضاي مقامات چهارگانه فوق.» به عنوان نمونه، براي من متن مصوبه شوراي فيلترينگ براي انسداد سايت «بازتاب» را نقل کردند.

از سوي ديگر، مديرکل (معاون؟) پارلماني وزارت اطلاعات امروز صبح اعلام کرد که فيلتر شدن سايت من به اين وزارتخانه مربوط نيست و وزارت اطلاعات وارد «دعواي شخصي» شهبازي و حسينيان نمي‌شود. [1] صرفنظر از اين‌که محاجه من و حسينيان «شخصي» است يا يکي از مهم‌ترين مباحث تاريخنگاري روز ايران؛ و تلاشي است براي ايضاح يکي از ابهام‌هاي بزرگ تاريخ روز ما که به‌دليل گذشت يک دهه از عمر آن و باقي ماندن ابهام‌ها بايد مورد بررسي پژوهشي دقيق قرار گيرد، اعلام اين موضع رسمي وزارت اطلاعات بيانگر عدم تمايل آن به اقدامات غيرقانوني است.

در نتيجه، روشن مي‌شود که فيلتر شدن سايت من از بعد از ظهر چهارشنبه اوّل خرداد 1387 کاملاً غيرقانوني و نتيجه فشار همان «محفل خودسر» معروف بر وزارت ارتباطات بوده است. جالب‌تر اين است که پس از انتشار دو يادداشت ديشب من، درجه «مضره بودن» سايت مرا از L6 به L4 ارتقاء دادند؛ يعني از ديدگاه «محفل خودسر» فوق من دو درجه «خطرناک‌تر» شدم!

من با جدّيت در حال پيگيري مسئله فيلترينگ سايت خود هستم و اعضاي اين «محفل خودسر»، و البته بسيار قدرتمند، پيشينه و کارنامه آنان و عملکرد کنوني‌شان را در حوزه‌هاي مختلف، به‌ويژه در ايجاد کانون‌هاي مافيايي فساد مالي و سلطه انحصاري بر شاخه‌هاي مختلف اقتصاد ايران، به افکار عمومي معرفي خواهم کرد.

تاریخ انتشار در وبگاه عبدالله شهبازی: پنجشنبه 2 خرداد 1387/ 22 مه 2008، ساعت 10:45 بعد از ظهر